International Committee to Save

the Archeological Sites of Pasargad

 

Link to English Section

       

1

 

پيوند به صفحه اصلی

20آگوست 2010

 

 

شهریورگان

 جشن نیکوکاری، جوانمردی و آفرینش زمین

 

از: هرمز مهررام

نرمک نرمک می رویم تا از گرمای پر شور تابستانی فاصله گرفته و خنکای پاییزی را با جان و دل، پذیرا باشیم.

کشاورزان بیشتر شهرهای ایران، با رسیدن شهریورگان در پوست خود نمی گنجند؛ وقت جمع کردن محصول است، اینک آن ها حاصل کشته ی خویش را به سرپنجه ی گاوآهن درو می کنند؛ دلی بهر جمع آوری محصول می تپانند و دلی از برای کشته ی پاییزه در آخر شهریور؛ از این روست که قرن هاست شهریورگان، برای ایرانی ها بسی بایسته ی جشن و شادمانی بوده است.

شهریورگان از جمله ی جشن های دوازدگانه  سال در ایران باستان بوده است. این جشن در گاهشماری ایرانی مصادف است با روز چهارم شهریور ماه. واژه ی شهریور برگرفته از "خشَترَه وَئیریَه"اوستایی، به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است.

خشترا به معنای کاری است که بر محور اندیشه ی نیک بچرخد که به زبان ساده تر همان کردار نیک است . کردار نیک همگامی با هستی است . امروزه گل ریحان را ویژه شهریور می نامند

 

 

در عین حال شهریور نام یکی از امشاسپندان است که مظهر پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است.
این امشاسپند در جهان مادی، نگهبان ایوخشست یا توپال(=فلزات) و سیم و زر، دستگیری از بینوایان و فرشته ی مروت و جوانمردی است.

ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری و دادن غذا به فقرا و نیازمندان، نزد پادشاه می رفتند و این جشن را شادباش می گفته اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می پرداختند.

امروزه نیز در شهرهای کویری و گرم، چون یزد و کرمان، که بیشتر طول سال گرم است، شهریورگان حکم یک نوروز دیگر را دارد؛ از این روی چونان نوروز، خانواده های ایرانی (و البته بیشتر زرتشتی ها که مراسم ایرانی را همچنان و به طورکامل به جای می آورند) به خانه تکانی می پردازند، ظرف های فلزی را پاک و شفاف می کنند و دل و جان را چونان ظرف های قدیمی مسی و رویین و برنزین صیقل می دهند و آیینه وار آماده ی پذیرایی از زیبایی و رنگارنگی پاییز می شوند.

 

در گذشته های دور ، برای سال دو بخش "تابستان بزرگ" و "زمستان بزرگ" داشته ایم؛ بهار و پاییز هم دو واژه ی پس از آن هاست که شاید بیش از سه هزار سال عمر ندارند.

 

تابستان ، در زبان پهلوی نیز "تاپیستان یا گرماستان" بوده و در زبان اوستایی "هامین" از ریشه ی هَمَ (hama) که آن نیز گرما باشد و هنوز در زبان بلوچی آن را هامین می نامند، چنانچه در زبان کردیِ اورامی "هامِن" و با اندک دیگرگونی در زبان کردیِ سورانی "هاوین" خوانده می شود.

 

جشن شهریورگان در متون قدیمی

 

به نوشته ی ابوریحان بیرونی در رویه ی 221 برگردانِ نامه ی "آثارالباقیه" جشن شهریورگان را "آذرجشن" یا جشن آتش نیز می خوانده اند. جشن های آتش که امروز برجای مانده شامل جشن سده و جشن سوری نیز می شده است؛

مشخص نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می گویند؛ اما شاید بتوان پاسخ این پرسش را بربنیاد "شاهنامه ی فردوسی" داد.

 

به گمان نگارنده، شاهنامه در کنار اوستا(کهن ترین نوشتار دینی جهان) موثق ترین و معتبرترین آثار در زمینه ی شناخت تاریخ ایران باستان هستند؛ آثاری که اعتبار آنها را امروزه حفاری های باستان شناسی به اثبات می رساند (که در این نوشتار مجال آوردن آنها نیست) و ما را از کتاب های نه چندان راست و درستی چون "تاریخ هرودوت" و آنچه مورخان اروپایی نگاشته اند، بی نیاز می کند!

 

در داستان هوشنگ شاه پیشدادی دومین پادشاه استوره ای ایران زمین بعد از گیومرت(=گئومرتا، روان و جانِ میرا؛ نخستین انسان)- آمده است:

هوشنگ نخستین انسان روی زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناختن آهن پیشه ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر و اره و تیشه ساخته گشت؛ بعد از آن با ساختن جوی ها بر سر دریاها، آنها را به دشت ها کشاند و "کشاورزی" را سبب شد؛ با پیدایش کشاورزی زندگی کوچی و ایلی به یکجانشینی و "شهرنشینی" دگرگون شد:

 

نخستین یکی گوهر آمد به چنگ

به آتــش ز آهـــن جدا کرد سنگ

 

ســـــرِ مایه کرد آهــــــنِ آبـــگون

کزآن سنگ خـــارا کشیدش برون

 

در شاهنامه،  این کارنامه ی ارزشمند گفتار و کردار نیاکان، دوجا از شهریور نام برده شده است؛ یکی آنجا که رستم به نزد کی خسرو می رود و شروع به بزرگداشت و تکریم شاه می کند:

 

چو هـــرمــــزد بادت بدین جایگاه

چو بــــهـــمن نگهبـــان فرخ کلاه

 

هــمــه ساله، اردیبهشت هُــژیر

نگهبـــان تو با هُــش و رای پیـــر

 

چو "شــهـــریـورت" باد پیروزگـــر

بنـــــام بــــزرگی و فـــر و هنــــر

 

و دیگر یادکرد از شهریور، به ماجرای رفتن بهرام گور به نخجیرگاه(=شکارگاه) و کشتن شیران برمی گردد که (براساس شاهنامه) روزی بود که "ابر شهریور" برآمد و همه جا پر از سیاهی شد:

 

هــــمی بود تا ابــــرِ "شهریوری"

بر آمـــد جهان شد پر از لشگری

 

شهریور؛ شهریاری آرمانیِ خرد، فارغ از شرع و شریعت

 

در جای جای اوستا به ویژه گاتاها- پس از ستایش شهریورامشاسپند و یادکرد از شهریاری مینویی، ویژگی های این گونه شهریاری و کشورداری آمده است:

 

شهریاری و پادشاهی و کشورداری و رهبری، از آنِ کسانی است که براساس منش نیک و آزادی گزینش بین دو راهِ راستی و اشه یا دروغ و کژی، نیکی و راستی را برمی گزیند؛ شهریاریِ این شهریاران، دارای فَرَوَهرِ(نمونه) مینویی است؛

 

"این رهبرِ راستگو، در مقابل آن رهبرِ فریبکاری است که خود را پاک وانمود می کند"

(یسنا، هات31، بند10)

 

در دینکرد(از شرح های اوستا) در کتاب نُهمش آمده است:

 

"بدترین پادشاه، آن بددین و بدکنشی است که کُشنده ی بی گناهان می باشد و پادافره(=کیفر) گران، سزای آن کسی است که چنین دروندی(=دروغگویی) را پادشاه کند"

 

البته"دین"در این گفته نه به معنای کیش و شریعتی خاص، بلکه به ریشه ی این واژه ی پارسی اشاره دارد؛ دین از ریشه ی "دَئِنا" و با دید و دیدن نیز هم ریشه است و مفهوم"بینشِ درون"(=وجدان) می دهد؛

 

در نزد بِهدینان و نیاکان، پادشاهی خواسته شده(=شهریور) آن است که شهریار براساس نیروی مینویی، منش نیک و وجدان پیرو راه اشه و راستی باشد؛

 

"اهورامزدا با خداوندی و سروری خود و پیوستگی پایدارش با اشه، رسایی و جاودانگی، شهریاری مینویی و یاوری و منش نیک را به کسی خواهد بخشید که در اندیشه و کردار دوست اوست...

رهبر هرگز نباید مایه ی خشنودی دِرَوَندان(دروغگویان) شود؛ زیرا آنان همواره با اشوونان(راستان) دشمنی می ورزند"

 

از این روست که این شهریاریِ دلخواه نه از مدار دین و آیینی ویژه بلکه تنها و تنها از مسیر راستی و درستی می گذرد.

 

جشن های دیگر شهریورماه

 

در ماه شهریور علاوه بر شهریورگان که در روز سی ام امرداد ماه امروزی و چهارم شهریورماه باستانی برگذار می شود، جشن های درون-ماهی دیگری نیز وجود دارد:

 

- جشن فغدیه: هرمَزد روز از شهریورماه برابر با یکم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ جشن خنک شدن هوا در خوارزم که "فغربه" هم گفته شده است.

- جشن کشمین: اردیبهشت روز از شهریورماه برابر با سوم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ جشنی ناشناخته در سُغد باستان که با بازاری همگانی همراه بوده است.

- جشن خزان یا جشن مُغان: دی به آذر روز از شهریورماه برابر با هشتم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ در برخی از شهرهای ایران به ویژه شهر دماوند، این جشن از جمله جشن های کهنی است که همراه با آتش افروزی بر بام خانه ها و چراغانی کردن و آذین بستن کوچه و خیابان برگزار می شده است. از جمله مراسم این جشن می توان به سوارکاری نیز اشاره کرد.

انگیزه ی برپایی این جشن، پایان تابستان و آغاز فصل خزان می باشد.برخی نیز هنگام برپایی این جشن را در هجدهم شهریورماه دانسته اند. گویا دو جشن با نام جشن خزان برگزار می شده که جشن خزان نخستین در روز دی بآذر، برابر روز هشتم شهریور ماه انجام می شده و جشن خزان دیگر، هرمزد روز از مهرماه ، روز اول مهر. خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است.

- بازار: دی به مهر روز از شهریورماه برابر با پانزدهم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ بازاری همگانی در در سُغد و فرارود (ماورا النهر) باستان.

- روز بزرگداشت سالخوردگان: ارد روز از شهریورماه برابر با بیست و پنجم شهریور در گاهشماری ایرانی؛ رسمی با پیشینه ی سه هزار ساله در بزرگداشت سالخوردگان و ارج نهادن به پدربزرگان و مادر بزرگان در ایران باستان به نام "اشیش وانگ"، که روز رحمت خدا، اخلاقیات و معنویات و روان پاک بود و تا کنون نیز در برخی از مناطق سرزمین های ایرانی با دیدار از بزرگان خانواده ادامه دارد.

- گاهنبار پتیه شهیم گاه: از اشتاد روز تا انارام روز از شهریورماه برابر با بیست و ششم تا سی ام شهریور در گاهشماری ایرانی؛ "پتیه شَهیم"(در اوستایی پئی تیش ههیه)، به معنی پایان تابستان، سومین جشن از جشن های گاهنبار است.

در باور سنتی زرتشتیان این جشن یادآور سومین مرحله ی آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین.

مراسم این جشن نیز به مانند جشن های گاهنباری دیگر است، با این تفاوت که این جشن، جشن کشاورزی است و با گردآوری دانه ها در کشتزارها و چیدن میوه ها در باغ ها برگزار می شود.

ـ جشن انار: از ماراسپند روز شهریورماه برابر با بیست و نهشهریور در گاهشماری ایرانی؛ برگزاری "جشن انارچینی" در پایان شهریورماه تا آغاز مهرماه در بخش تارم و روستاهای انبوده و رودبار الموت قزوین که همراه با شادی کردن و نواختن دایره و سورنا و دهل انجام می شود و پیش از آن کسی حق چیدن انار ندارد.

انار سنگان‎‎ و انار انبوده مهم تـریـن محصولات‎‎‎ باغی‎‎ این منطقه است كه شهرت جهانی دارد و به كشورهای خارجی‎‎ نیز صادر می شود.

همچنین در ماه شهریور،  مناسبت های مهم دیگری نیز هست؛ از جمله:

 

زادروز داراب(کوروش؟)

 

کشته شدن مانی(پیامبر ایرانی)

 

زادروز پورسینا(روز نخست شهریور)

 

تازش بیگانگان به ایران(سوم شهریور)

 

زادروز رازی(پنجم شهریور)

 

بنیادگذاری دانشگاه گندی شاپور(12 شهریور)

 

بزرگداشت ابوریحان بیرونی(13 شهریور)

 

 

***

 

باری، جشن شهریورگان و شهریاری مورد نظر، از رهایی آدمی از چیرگی و سیطره ی بر وجود خویشتن و غرور و "مَن- مَن کردن" آغاز می شود و به پادشاهی انسانِ رها شده از "من و تن" بر آرمان شهر می انجامد؛

 

در پایان، گفتاری از اوستا را به زبان کهن مادریمان می آورم تا چشم هامان با این خط و نوشته، شسته و به واژه های آن مانوس شود:

 

" سپنتا. مئینیو. وهیشتاچا. مننگها.

هچا. اشات. شیه اتناچا. وچنگهاچا.
اهمایی. دات. هئوروتات. امرتات.
 مزداو. خشترا. آرمئیتی.اهورو."

 

" کسی که در پرتو خرد مقدس و قلبی پاک،

اندیشه و گفتار و کردار نیک و با راستی و درستی هماهنگ باشد

مزدااهورا با توانایی و مهر خویش به او رسایی و جاودانی خواهد بخشید"

(گاتها، سپنتمت گات، هات ۴۷، بند ۱)

 

 

شهریورگان خجسته و ایدون باد

 

 

منابع:

 

شاهنامه ی فردوسی ؛ ویرایش فریدون جنیدی

 

گاتاها ؛ برگردان موبد فیروز آذرگشسپ

 

مراسم مذهبی و آداب زردشتیان ؛ موبد اردشیر آذرگشسپ

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com